عمر از خدا طلبکارم!!!
خودخواه می شوم
وقتی کسی
مرا نمی خواهد

این مرد غمگین,
ابرو در هم کشیده و متفکر,
با نگاهی مات مبهم,
به من زل زده شاید,
اینه ها دروغ میگویند.
این همه نگفتن که دلتنگی ندارد
از تو چه پنهان
اینجا کسی گوش شنیدن ندارد
مهربان
آنقدر شاعرم امشب که فقط ،
سایه مهر تو را کم دارم.
اما
! بگذار شمارش معکوس حرفهایم صدای ناقوس مرگ زبان رابدهد
یا اصلا
! دوباره اعجاز واژه ها آویخته بردار واژه بازی شود
شاعر که نیستم اما دروغ چرا؟
هذیان را دوست دارم.
اینجا
درست همینجا و در همین لحظه
دنیا به پایان رسیده است
بی انکه نسیمی بوزد
چه رسد به طوفان نوحی
برچسب:
نویسنده: اهورا دهقان